تبليغاتX
بهشت کوچک ما

بهشت کوچک ما

خدایا دلم میخواد الان میتونستم برم لب ساحل تا جایی که تواناییشو داشتم داد بزنم و اینقدگریه کنم تا خالیه حالی بشم

ولی نمیتونم !!!!!!!!!!!

همه غصه ها جمع شده تو سینم داره قلبمو از جا درمیاره

+ نوشته شده در  2010/2/1ساعت 23:20  توسط *•. .•*.MaliH.•* *•. .•*   | 

چه لطیف است حس آغازی دوباره ، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن و چه اندازه شیرین است امروز

روز میلاد تو !روز تو !روزی که تو آغاز شدی     تولدت مبارک

تولدت مباااااااارک

عزیزم روز تولدت مبارک امیدوارم جشن 100 سالگیتو برات بگیرم از خوشحالی هیچی نمیتونم بگم همین طور بی وزن و بی هوا آمدم بگم................................تولدت مبارک

 

تولدت مبارک همسر خوبم

 

Happy Brithday To You

مبارک مبارک ، تولدت مبارک

مبارک مبارک ، تولدت مبارک

ببین طلوع چشمات ، به دنیا چه قشنگه                نگاه شیطون تو صمیمی و یه رنگه

روز تولد توست ، همه میگن مبارک                       منم میگم عزیزم ، تولدت مبارک

روز به این قشنگی ، هرگز کسی ندیده                  صدای ساز و آواز ، به آسمون رسیده

امروز فقط روز توست ، میخوام دنیا بدونه                برای اسم زیبات ، میخونم عاشقونه

تو امدی به دنیا ، تو قلب من نشستی                خوش آمدی عزیزم ، که عشق من تو هستی

منم تا دنیا دنیاست ، قدرتورو میدونم                     امروز تولد توست ، از ته دل میخونم

 

روز تولد تو میلاد عشق پاکه ، برای شکر این روز پیشانیم به خاکه

 

تولدت مبارک گل نازم

 

تمام وجودم را در قلبم ،قلبم را در چشمانم ،چشمانم را در زبانم ، خلاصه میکنم تا بگویم روز

 تولدت مبارک

گاو و الاغ و اردک ، کبریت و گاز و فندک ، جوجه و مرغ و لک لک ،

تولدت مبارک 

شکوفه های صورتی فدای مهربونیات ...یه دل که بیشتر ندارم اونم فدای خوبیات

تولدت مبارک

 

 

اینم هدیه ناقابل من ارزش تو خیلی خیلی بیشتر از این حرفاست امیدوارم خوشت بیاد

 

آسمان با وسعتش تقدیم تو ، رقص ماهی های دریا مال تو ، هر چی دارم از تو دارم مهربان ، زندگیم امروز و فردا مال تو

تولدت مبارک

 

اینم کادوی من

 

+ نوشته شده در  2009/3/11ساعت 1:37  توسط *•. .•*.MaliH.•* *•. .•*   | 

سلام و دو سه صد سلام خدمت خانومی عزیزم و جمیع خوانندگان گل و بلبل و سنبل . ما هم نیز همینطور رفتنی شدیم. البته از بلاگفا به وردپرس ! . الهی خاک ما بقای عمر شما باشه.

توضیح اینکه هرچی قبلنا نوشتنده بودیم انتقال دادم به وبلاگ جدیدمون. مطالب وبلاگ جادوگر رو بدون نام نویسنده انتقال دادم و مطالب این وبلاگ رو با نام نویسنده malih2malih

خلاصه اینکه به همسرم، خودم و تمامی دوستان و آشنایان و رفتگان تبریک و تسلیت عرض میکنم باشد که درس عبرتی باشد برای تمام بلاگفایی ها.

بعد از ۵ سال وبلاگ نویسی در بلاگفا با این سرویس مزخرف و دوست داشتنی خدافظی میکنم بای بای

این هم آدرس جدیدمون توی وردپرس: www.malih2malih.wordpress.com

+ نوشته شده در  2009/1/19ساعت 23:27  توسط *•. .•*.MaliH.•* *•. .•*   | 

اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت چشم به راه تو میمونم با دلی پر از صداقت

اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دوروزه

اگه نقش قصه ها شی مه روی قله ها شی بری و از من جدا شی اگه باشی و نباشی

نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خسته ام این توئی که میپرستم تو بتی من بت پرستم

چه راحت ازم گذشتی ...خیلی وقت بود میخواستی بری و لی نمیدونستی چه جوری دیشب بهونه ی خوبی دستت امد گفتی خافظ تا همیشه

دیگه نمیدونم چقدر دیگه زنده میمونم

+ نوشته شده در  2009/1/1ساعت 14:33  توسط *•. .•*.MaliH.•* *•. .•*   | 

اولین خواب....

خواب دیدم تهران بودیم خونه مادربزرگم بعد مامانم گیر داده بود میگفت برو حمام قرار مهمون بیادهر چی

از مامان میپرسیدم مهمونا کی هستن نمیگفت منم گفتم تا نگی نمیرم حمام

مامان هم میگفت تو برو بعدآ میفهمی. منم لج کردم نرفتم خیلی هم کثیف شده بودم.همه سرم داد

میزدن منم لجبازیم گرفته بود نمیرفتم .زنگ در زده شد من رفتم در و باز کردم همون جا خشکم زد

فقط تو بودی امده بودی تهران .تو گفتی چرا ماتت برده خانمت و بغل نمیکنی؟ولی من خشکم زده بود

باتعجب نگات میکردم میگفتم تو کجا اینجا کجا؟

بعد دیدی تکون نمیخورم منو محکم کشیدی تو بغلت لبمو محکم محکم بوسیدی من تازه باورم شد

که خودتی حمامم نرفته بودم خجالت میکشیدم ذوق زده شده بودم تند تند صورتتو میبوسیدم اینقده

بوس کردین تا بقیه هم امدن دم در بعد یک چمدون بزرگ داشتی خیلی سنگین بود .نشسته بودیم

حرف میزدیم تو چمدونتو باز کردی لباساتو در میوردی میذاشتی تو کمد منم کمکت میکردم تو واسم

شیرینی یزدی اورده بودی ولی گفتی تا نری حمام بهت نمیدم منم پریدم تو حمام داشتم میرفتم

مامان گفت ما هر کار کردیم نرفت تو چکار کردی رفت؟

دومین خواب.....

خواب دیدم یک امتحانی داشتیم باهم رفتیم رشت بعد از امتحان یک خونه گرفتیم که استراحت کنیم

شب تو باید برمیگشتی(بهم دست نمیزدیا) .خونه انگار بالای مغازه بود چون از بالاش نور تابلو مغازه

چشمک میزد. زمان خیلی زود میگذشت .برات جا انداختم تو خوابیدی یک پتو هم انداختم روت .من

گفتم حالا میخوای چکار کنی؟ گفتی هیجی پیشت میمونم دیگه.من خیلی غصه دار بودم که میخوای

بری اینو که گفتی اینقد خوشحال شدم انگار دنیارو بهم دادن بعد تو گفتی حالا که نذاشتی برم

برو واسم غذا بخر که خیلی گشنمه منم گفتم چشم بدو بدو رفتم برات پیتزا خریدم تو راه اذان میگفتن

آسمون پاک و پر از ستاره بود اذان صبح بود منم پراز عشق و خوشحالی بودم وقتی راه میرفتم انگار

داشتم پرواز میکردم انگاری رفته باشم از بهشت برات غدا بیارم اینقد همه جا لطیف و زیبا بود بعد

امدم باهم نشستیم پیتزا خوردیم بعد من رفتم دستمو شستم تو رفته بودی زیر پتو صدام کردی گفتی

علی هوا خیلی سرده بیا زیر پتو منم با خجالت امدم زیر پتو همدیگرو بغل کردیم بوسیدیم بعد من

موهاتو نوازش میکردم تا خواب رفتیم ....

دو عاشق

+ نوشته شده در  2008/12/3ساعت 2:16  توسط *•. .•*.MaliH.•* *•. .•*   | 

 

+ نوشته شده در  2008/11/26ساعت 18:57  توسط *•. .•*.*Ali*.•* *•. .•*  | 

یادمون باشه واسه کنار هم بودن فرصت زیادی نداریم چون هممون مسافریم.

یادمون باشه واسه دوست داشتن همدیگه فرصت زیادی نداریم پس چرا معطلی؟

یادمون باشه واسه به یاد هم بودن نه فاصله مطرحه نه زمان پس تا هستیم به یاد هم باشیم.

یادمون باشه عزیزارو به حکم عزیز بودنشون ببخشیم و دلگیری هامونو زیر پا له کنیم چون فرصت موندن کوتاه.

یادمون باشه آدمارو دوست داشته باشیم زمین و دوست داشته باشیم خدارو دوست داشته باشیم به حرمت همون فرصت کوتاه.

یادمون باشه فلسفه امدنمون دوست داشتن بود  عشق ورزیدن بود زندگی بخشیدن بود نه...نفرت و دشمنی و فراموشی.

اینجوری زمانی که مسافر شدی و سفر کردی واسه همه اونائی که به یادشون بودی دوستشون داشتی و حرمتشونو نگه داشتی   زنده ای

و این یعنی ماندگاری تا ابد!

عزیز دلم:

یادمون باشه زندگی مشترک یعنی مقاومت . گذشت . همدردی .بخشش .تلاش برای رسیدن به آرامش

پس باید یاد بگیریم در مقابل مشکلات مقاومت کینم و با کوچکترین چیز میدونو خالی نکنیم

+ نوشته شده در  2008/11/24ساعت 3:4  توسط *•. .•*.MaliH.•* *•. .•*   | 

به تو خواهم رسید

می دونم جایی دور از اینجا هستی

اونجا خیلی تاریک و همینقدر سرده

می دونم که باید بیام اونجا

تمام رویاهای بر باد رفته

که اونها رو ترک می کنم

مرا به نزدیک شدن می خوانند

مرا به جاری شدن درون تاریکی می خوانند

تورا صدا می زنم ، تنها صدای باد را می شنوم

و همه جا را می گردم ، تنها سایه ها را پیدا می کنم

تو می خواهی خودت را به من نشان دهی

صداها ، آنها را می شنوم که از پشت مرا می خوانند

اشباح ، به آرامی درون من می سوزند

تو می خواهی به من نشانه ای بدهی

کم کم ناپدید می شوی

تو سرگردان و آواره درون تاریکی جاری می شوی

نمی توانم ببینم ، نمی توانم باور کنم

من احتیاج دارم تو را جستجو کنم
 
تمام خاطرات

تمام رویاهای من از تو

درون من هستند

به من می گویند باید چه کار کنم

صدایم را می شنوی؟

واقعا دارم وقتم را تلف می کنم؟

واقعا تو به من نزدیکی؟

واقعا تو تنها در رویای منی؟

واقعا؟ واقعا؟

+ نوشته شده در  2008/11/3ساعت 1:18  توسط *•. .•*.*Ali*.•* *•. .•*  | 

کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود


واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود


میخوای تنهام بذاری با این دل دیوونه


میگی سیری از من به صدهزار بهونه


من دوستت دارم . عاشقتم . اینجوری آزارم نده


جواب رد به این قلب گرفتارم نده


+ نوشته شده در  2008/10/10ساعت 4:28  توسط *•. .•*.*Ali*.•* *•. .•*  | 

میدونم از کارم اعصابت خورد میشه میدونم دارم اذیتت میکنم ولی باور کن دست خودم نیست خودمم

دارم عذاب میکشم ولی نمیدونم چکار کنم اینقده  میترسم که از صبح جرآت نکردم بهت اس ام اس بدم

گفتم بیام اینجا باهات حرف بزنم گذاشتم خودت هر موقع دلت تنگ شد و تونستی بی ادبی دیشبمو

فراموش کنی بیای و باهام حرف بزنی.علی من این کارو بی منظور میکنم توروخدا یه وقت فکر نکنی

نسبت بهت بیتفاوتم و کارمو بهت ترجیح میدم بالاخره یه راهی براش پیدا میکنم فقط ازت میخوام یه

فرصت دیگه بهم بدی و اینو بذاری پای خستگیم.

یه فکر بکر کردم که اگه دوست داشتی بشنوی بدآ بهت میگم

فقط جون ملیحت منو ببخش و بازم مثل قدیما دوسم داشته باش

دیگه نمیدونم چه جوری ازت معذرت خواهی کنم

منو ببخش

از تو بهتر مگه میشه پیدا

عشقت تو قصه مگه میشه جا

خوب میدونم اهل آسمونی

اگه بری زمین میشه تنها

+ نوشته شده در  2008/10/3ساعت 12:56  توسط *•. .•*.MaliH.•* *•. .•*   |